مربی باشیم یا کوچ

به راستی بعنوان یک مربی چقدر بر اساس نیازهای افراد مختلف جامعه دانش خود را افزایش می‌دهید و درصدد رفع این نیازها بر می‌آیید؟
آیا حاضرید برای جامعه خود فداکاری کنید یا ورزشکاران شما فقط به شکل اسکناس دیده می‌شوند؟
آیا احساس مسئولیت افراد بر شانه شما سنگینی می‌کند؟
 

فورد

از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه‌های سازنده ی انواع اتومبیل در آمریکا پرسیدند:
اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده‌اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می‌کنید؟
فورد پاسخ داد: «دوباره یکی از نیازهای اصلی مردم را شناسائی می‌کنم و با کار و کوشش، آن خدمت را با کیفیت به مردم ارائه می‌دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»
 

وظیفه مربی

وظیفه یک مربی در وهله نخست، نیازسنجی مراجعه کننده است. در قدم بعد بهتر است مهارت حل مسئله داشته باشیم تا مراجعه کننده کمی دلگرم شود و نهایتاً با آموزش درست لحظه به لحظه جایگاه فرد را بررسی کنیم و بهبود ببخشیم.
شاگردان ورزشی اکثراً نیازهای گوناگون و اهداف غیر واقعی دارند.نیازها و اهدافی که غالباً همخوانی ندارند. رسالت یک مربی در کنار نیازسنجی عینی کردن اهداف است. هر چقدر اهداف واقعی‌تر به نظر برسند، راه رسیدن به آنها هموارتر می‌شود. بنابراین قبل از این که مربی باشید، یک مدیر مدبر و یک رهبر الهام بخش شوید. تربیت بدنی قبل از تربیت ذهن مفهوم واقعی خود را نمی‌یابد و شاید این بزرگترین مشکل مربیان باشد. اگر روح و و ذهن را تربیت کنیم، تربیت بدن سهل ترین کار دنیا خواهد شد.
اینجا به مفهوم کوچ نزدیک شده‌ایم، مفهومی که بالاتر از تمرین دهنده یا مربی ورزشی است. کوچ‌ها به شما کمک می‌کنند تا اهداف مناسبی را با توجه به ویژگی‌های منحصر به فردتان تدوین کنید. حالا شما می‌توانید همه‌ی توانتان را برای دستیابی به هدفتان، با خیال راحت به کار بگیرید و از افسوس‌های آینده جلوگیری کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنل کاربری